امروزه تو کوچه خیابون که رد می شیم شاهد پدیده ای هستیم که جای بسی تفکر داره ، پدیده ای که اگر همینجور پیش بره ممکنه آسیبهای جبران ناپذیری به خانوده و اجتماع بزنه ، و کار به جایی برسه که دیگه نشه کاری کرد .
جابجایی شخصیت دخترانه با پسرانه و بالعکس !! متاسفانه شاهد این هستیم که دختران ما به سمت شخصیت پسرگونه و پسران ما به سمت شخصیت دختر گونه متمایل شدن ! پسرهایی رو تو کوچه و خیابون می بینیم که رفتار و حرکات دخترانه از خودشون نشون می دن و دخترهایی که از خصوصیات دخترانه خود دور شده اند .
+
نوشته اسماعيل جامعی - در شنبه 21 اردیبهشت1387 - ساعت 3:17 بعد از ظهر
|
گاهی وقتا آدم بدجوری دلتنگ می شه و این دلتنگی اونقدر بهت فشار میاره که نمی دونی چیکار کنی .

دلتنگ کسی که دوست داری باشه ولی نیست ، نیست و هیچ کاری برای بودنش نمی تونی انجام بدی ، دستت به هیچ جا بند نیست فقط می تونی بشینی و نبودنش رو ببینی ، تو چه شرایطی به سر می بری ، حوصله نداری ، دوست داری تنها باشی اما تنهایی دیوونت می کنه می ری بین بقیه اما نمی تونی تحمل کنی ، آروم و گوشه گیر می شی ، کم حرف و شایدم پرخاشگر ، همیشه تو فکری ، خاطرات گذشته رو مرور می کنی ، هر چیزی یا اتفاقی خاطره ای رو به یادت میاره ، به قول شاعر : * توی هر گوشه ی این شهر دارم از ... * ، شبها تا قبل از اینکه خوابت ببره انواع و اقسام فکرها از ذهنت می گذره بعضی وقتا تو خواب هم فکر می کنی .
حال خوبی نداری ، کمتر کسی می تونه تو رو درک کنه حتی کسی که تجربه مشابه داشته باشه ! دوستان فقط می تونن بهت دلداری بدن ، داشتن دوستان خوب تو این شرایط واقعاً نعمته ، آدم تو این شرایط نیاز به صحبت کردن با کسی رو داره ، با هر کسی هم که نمی شه حرف زد ،داشتن دوست خوب و صمیمی یه مرحمی روی این زخم . که اونم یه کم می توه کمک کنه چون از عمق درد بی خبرن به قول شاعر : مده ای رفیق پندم که به کار در نبندم ** تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی .
چاره ای جز تمحل نداری ، درد همیشگی که همراهته .
یکی می تونه ماجرا رو فراموش کنه یکی نه .
یکی می خواد فراموش کنه اما نمی تونه ، یکی هم نمی خواد فراموش کنه حس و حالشو دوست داره نمی خواد خاطرهاش فراموش بشه ، حال و هواشو دوست داره .
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید ** ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
+
نوشته اسماعيل جامعی - در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 - ساعت 5:25 بعد از ظهر
|