تبليغاتX
بيان ساده
وقتی توی خیابون قدم می زنی یا برای خرید به بازار می رید ، سر کار ، محل زندگی و خلاصه هر جا گذر   می کنید می تونید افراد غیر بومی رو ببینید که اکثرا برای کار وارد بوشهر شدن ، حالا یا مشغول به کار هستن یا تازه اومدن و دنبال کار می گردن ، خلاصه کلی آدم از قومیت مختلف از ترک ، لر ، بلوچ ، عرب ، گیلکی ،فارس و ... تو شهر می بینید . اکثر این آدما برای پیدا کردن کار کلی دوندگی می کنن تا بتونن یه کاری برای خودشون دست و پا کنن حالا بعضی ها زود کار پیدا می کنن بعضی ها دیرتر یه عده از قبل کار رو پیدا کردن بعد اومدن . تعدادی از این آدما پولدارن ، تعدادی متوسط و تعدادی از طبقه ضعیف هستن ولی هدف همه تو این شهر یه چیزه " پول درآوردن " . یه عده به کارگری مشغول می شن یه عده تجارت ، تعدادی به کسب کار دست می زنن یه تعدادی ساخت و ساز ، به هر حال هر کسی به شغلی می چسبه و به کسب درآمد فعال . از درآمدهای میلیاردی تا درآمدهای میلیونی .

به هر حال هیچ کس از این شهر دست خالی نمی ره ! ( البته با درآمدها کی میره )

 مردم این شهر هم که معرف حضور همه شما خوانندگان عزیز هستن چون خودمونیم دیگه ، مردمی مهمان نواز با برخوردی خیلی خوب با غریبه ها با قول خودمون " غریب نواز " و " غریب پسند " . مردمی که به راحتی پذیرای افراد غیر بومی بین خودشون می شن و با اونا مثل یکی از خودشون رفتار می کنن .

اما وقتی این افراد تونستن تو این شهر ساکن بشن و به کسب و کار مشغول و مدتی هم از حضورشون تو این شهر گذشت و جای پاشون سفت شد شروع به می کنن به بد گفتی از این شهر ، از آب و هوا ، از امکانات و بی شرمی رو هم بیشتر می کنن و از مردم این شهر هم بدگویی می کنن . از هر کس و هر چیزی که بتونن بد می گن ، انگار که خودشون از مدینه فاضله اومدن و تمام خوبی ها رو یکجا دارن . نمی دونم این همه بی چشم و رویی رو از کجا می یارن ؟!  نه اینکه همه این جوری باشن ولی زیاد برخورد می کنم !

آدم هر جا مهمان می شه حرمت صاحبخونه رو نگه می داره ولی اینجا روی گربه سفید شده !!

 هر چند شیوه و رفتار اصفهانیها رو تو برخورد با غریبه ها رو قبول ندارم اما بعضی وقتا با خودم می گم باید مثل اصفهانیها با این آدما رفتار کرد . نمی دونم چرا نمک خوردن و نمکدون شکستن شده جزئی از فرهنگ ما !!!

اما این وسط فقط یه چیزی رو می دونم و اونم اینه که :

دست بوشهر نمک نداره !!!

+ نوشته اسماعيل جامعی - در پنجشنبه 23 خرداد1387 - ساعت 7:39 بعد از ظهر |

نمی خواستم در مورد این همه تعطیلات چیزی بنویسم  ولی وقتی برای خرید یه قطعه یدکی یکی از دستگاههای کارگاه تمام شهر رو گشتیم ولی یه جای باز پیدا نکردیم تا قطعه رو بخریم و دستگاه رو راه بندازیم و کار نخوابه با خودم گفتم این همه روز تعطیل پشت سر هم برای چی ؟ و اومدم اینجا یه پست بذارم و بگم آخه این چه وضعیه ما داریم ؟! مملکت شده تعطیل خونه !

 چه دلیلی می توان برای این همه تعطیلی آورد ؟ آیا ما اونقدر کار می کنیم که بتوان توجیهی برای این همه تعطیلی باشه ؟ آیا نمی شه خیلی از این مراسمات بزرگداشت رو بدون تعطیل کردن ممکلت برگزار کرد مثل ۱۵خرداد ؟

این تازگیها هم که اصطلاح بین التعطیلین هم باب شده و هر وقت دو روز به فاصله یک روز از هم تعطیل باشه اون روز وسط روهم تعطیل می کنن ، خلاصله شدیم تعطیل تو تعطیل !!

 البته خود ما هم خواهان این همه تعطیلات هستیم ، معمولاً تقویم رو ورق می زنیم و دنبال یه همچین تعطیلات پشت سر همی می گردیم .  

 

+ نوشته اسماعيل جامعی - در جمعه 17 خرداد1387 - ساعت 10:38 قبل از ظهر |

وقتی جایی گرفتار می شیم به راه حلهای متفاوتی جهت رفع گرفتاریمون فکر می کنیم و از بین اونها یه راه رو انتخاب می کنیم تا مشکلمون رو حل کنیم . اما بعضی وقتا راه حلی برای مشکلمون پیدا نمی کنیم و برای حل مشکل به دروغ متوسل می شیم .

گاهی اوقات برای رسیدن به خواسته هامون ، وقتی نتونیم از راه درست دست پیدا کنیم به دروغ و حقه بازی متوسل می شیم تا بتونیم به اون چیزی که دلمون می خواد برسیم .

امروزه مردم به راحتی دروغ می گن بدون اینکه حتی ذره ای به زشتی این کار فکر کنند یا اینکه دروغ اونها ممکنه ضرری به دیگری بزنه  ، توی اون لحظه که دروغ می گیم فقط به خودمون فکر می کنیم  و اینکه       مشکل حل بشه  .  تو جاهای مختلف تو شرایط مختلف مردم دروغ می گن ! بعضی وقتا برای فرار از مسئولیتی که به گردن ما می افته و حاضر نیستم اونو قبول کنیم با انواع و اقسام دروغها از زیر مسئولیتش فرار می کنیم که این عدم مسئولیت پذیری ما هم خود داستانیست !

ما یا از عواقب دروغ گویی بی خبریم یا می دونیم و باز این کار رو انجام میدیم و همین طور دروغ پشت دروغه که از زبون ما جاری می شه ! آخه وقتی یه بار دروغ می گیم و حاضر نیستیم مسئولیت دروغ گوییمون رو بپذیریم مجبوریم باز هم دروغ بگیم و همینجور ادامه پیدا می کنه !

چرا دروغ می گیم ؟ چه دلایلی وجود داره  که ما مجبور به دروغ گویی می شیم یا بدون اجبار دروغ می گیم ؟  فشار اقتصادی یا عوامل فرهنگی و اجتماعی ؟ آیا کسی حق داره تحت فشار اقتصادی دروغ بگه ؟ جواب دادن به این سوال سخته ، آدم تا تو شرایطش قرار نگیره درک نمی کنه ولی با این وجود باز هم حق داریم دروغ بگیم ؟؟ 

 اگه دروغ گویی تو یه جامعه ای به شکل یه فرهنگ در بیاد ( که تو جامعه ما اومده ! ) و به یک امر عادی تبدیل بشه ( که تو جامعه ما شده ! ) و زشتی اون از بین بره ( که تو جامعه ما رفته! ) چه اتفاقی برای اون جامعه خواهد افتاد ؟ عواقب این عادت اجتماعی چه خواهد بود ؟ عادتی که برای افراد شیرین بنظر می رسه و مرتب این کار زشت رو انجام میدن .

برای کم کردن دروغ گویی بین خودمون چه باید بکنیم ؟

+ نوشته اسماعيل جامعی - در شنبه 11 خرداد1387 - ساعت 5:50 بعد از ظهر |

چه کسی حق دارد ؟ سوالی که مرتب به ذهنم می آد در هر جریان و حادثه ای ، اما واقعاً چه کسی حق دارد؟

در هر دعوایی دو طرف چنان از حق خود سخن می رانند که آه از نهاد آدم بلند می شه اما این وسط کی راست می گه و حق با کدام طرف دعوی است ؟

می گن حق گرفتنیست نه دادنی ! یعنی هر کسی باید کلی تلاش کند تا بتونه کمی از حق خودش رو بدست بیاره و خیلی وقتا هم نمی تونه ! چرا همیشه می گیم حق با ماست در حالی که نیست ؟! چرا یکبار نمی گیم فلانی حق داره و از چیزی که حق ما نیست نمی گذریم ؟! چرا برای یکبار هم که شده حق کسی را به او نمی دهیم ؟! چرا بعضی ها به راحتی حق کسی رو می خورند یه آب خنک هم روش و انگار که نه انگار اتفاقی افتاده ؟! چرا به حقوق هم احترام نمی گذاریم ؟! تو خونه ، تو کوچه ، تو خیابون ، توی صف نون ، توی بانک ، توی فروشگاه ، توی تاکسی و ... . حقوق دیگری رو توی جاهای مختلف رعایت نمی کنیم اما تا یکی همون عمل رو در قبال ما انجام می ده فریاد ما به آسمان می ره که آقا این چه کاریه چرا حق ما رو رعایت نمی کنی و از این جور حرفا ! چرا حق خوری به یه امر عادی و طبیعی تبدیل شده ؟! وکار به جایی رسیده که اگر کسی حق خوری نکنه و بخواد سالم زندگی کنه به چشم بقیه یه آدم ... به حساب میاد . البته نه اینکه همه این طور باشند ولی این موضوع داره به همه جا سرایت می کنه .

ای کاش در کنار جوال دوزی که به دیگران می زنیم یه سوزن هم به خودمون بزنیم .

+ نوشته اسماعيل جامعی - در شنبه 4 خرداد1387 - ساعت 7:13 بعد از ظهر |