اگه دوست داریم چهره بهتری بین مردم داشته باشیم یا یه وجهه خاصی داشته باشیم چرا به جای تظاهر ، سعی نمی کنیم به اون چیزی که می خواهیم برسیم تا دیگه نیازی به نقش بازی کردن نباشه و ترس از افشا شدن چهره واقعی .
البته من نمی خوام شعار بدم و واقعیات جامعه رو ندیده بگیرم و شرایطی که شخص رو وادار به چنین کاری می کنه چون ممکنه یکی مجبور به تظاهر کردن بشه ، ولی در شرایط عادی می تونیم کمتر از خودمون دور بشیم .
چه عواملی باعث این همه جدایی و ضربه خوردن عده زیادی از جوونها می شه ؟
جواب دادن به این سوال نیاز به یه کار کارشناسی داره و با مطالعه دقیق شرایط اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روحی و روانی افراد می شه این عوامل رو شناخت . ( که البته کار من نیست .)
ولی از دید یه فرد عادی می شه چند دلیل رو برای این قضیه عنوان کرد :
۱- شتابزدگی و عدم انتخاب صحیح
۲- کمبودهای عاطفی
۳- عدم ظرفیت کافی برای تحمل و حل مشکلات بعدی
۴- شرایط اقتصادی
۵- عدم گذشت
۶- فرار از شرایط موجود
۷- جبر زمانه
دلایل فوق به ترتیب اولیت ردیف نشدن و بسته هر مورد اولویتها فرق می کنه و ممکنه یک یا چند دلیل عامل جدایی شده باشه .
توضیح هر یک از دلایل بالا به درازا می کشه که از حوصله این پست خارجه . ممکنه دلایله دیگه ای هم وجود داشته باشه که از دید من مخفی مونده . این جداییها به هر دلیل که اتفاق افتاده باشه داره بیش از اندازه زیاد می شه که این نگران کننده است و ممکنه آسیبهای جدی به خانواده و اجتماع بزنه .
باید فکری کرد .