اگر امر بر کسی مشتبه شود که آدم بزرگی است و این شخص دارای جایگاهی باشد و بخواهد با حرفهای قشنگ و مزین شده به مقدسات مردم را دور خود جمع کند در حالی که حقیقت 180 درجه برعکس باشد چه باید کرد ؟ در قبال چنین شخصی چه موضعی باید گرفت ؟
اگر به او گفته بشه که سرّ تو عیان شده و همه می دونن که تو چه جور آدمی هستی ، چرا اینقدر سجاده آب می کشی ، پیشینه و حال تو رو همه می دونن دست از کارت بردار . ولی با وجود اینکه خودش هم می دونه دیگه دستش رو شده باز به راهش ادامه می ده و همینجور مردم رو نفهم فرض می کنه و با حرکات و حرفاش به شعور مردم توهین می کنه .
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود ** بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست
ما نه رندان ریاییـــــم و حــــریفان نفاق ** آن که او عالم سر است بدین حال گواست
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند * چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس * توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
گوییا باور نمی دارند روز داوری * این همه قلب و دغل در کار داور می کنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان * کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان * می دهند آبی که دلها را توانگر می کنند
حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد * زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی * کاندر آنجا طینت آدم مخمر می کنند
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند